"از همان روز که در کوچه تو را گم کردم"

"از همان روز که در کوچه تو را گم کردم"


از همان روز که در کوچه تو را گم کردم
شب به شب بر دل بیچاره تظلم کردم


خون دل می چکد از گوشه ی‌ لبهای شما
در لبت عشق فقط عشق تجسم کردم

اشک ِخوناب جگر بهر وضو جایز نیست
عشق را خاک جنون خورد و تیمم کردم


تا که دل سجده کند بر قدمت در همه جا
بی جهت بر دل اواره تحکم کردم


تا که گفتند ره عشق پر از خوف و بلاست
پنبه در گوش فرو برده تبسم کردم


انچه کردم همه ی عمر خطا بود خطا
نیشها خوردم و الطاف به کژ دم کردم


یک وجب خاک مرا باز به یغما بردند
تا که گفتم هوس خوشه ی گندم کردم

"گر خورد خون دلم مردمک دیده رواست "
که نظرها به جگر گوشه ی مردم کردم

قصه ی شاعری ام را تو چنین ساده مگیر
من به هر واژه که زردست ترحم کردم

گاه با فاق قلم نیل غزل بشکافم
گاه یک قطره ی ناچیز چو قلزم کردم

مادرم گفت که شعر از دهنم می جوشید
تا لب از شیر فرو بسته تکلم کردم


ابوذروهاب
دیدگاه ها (۱)

فراتر از خویش

سلام بر معلم شهیددرود خالصانه ام نثار تو باد ای معلم شهید که...

"ای آیه‌ی مکرر آرامش! میخواهَمَت هنوز"#بنام_عشق عشق، امن‌تری...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:ادامه پارت ۲۴ [دید جونگکوک]از...

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁷ویو جونکوکجونکوک... سکو...

پارت ۲: انتخابی که برگشت ندارهسکوتِ اتاق فقط با صدایِ ریزِ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط