گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی ست

گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی ست
این آتش از هر سر که برخیزد تماشایی ست

دریا اگر سر می زند بر سنگ حق دارد
تنها دوای درد عاشق ناشکیبایی ست

زیبای من! روزی که رفتی با خودم گفتم
چیزی که دیگر برنخواهدگشت زیبایی ست

راز مرا از چشمهایم می توان فهمید
این گریه های ناگهان از ترس رسوایی ست

این خیره ماندن ها به ساعت های دیواری
تمرین برای روزهایی که نمی آیی ست

شاید فقط عاشق بداند «او» چرا تنهاست:
کامل ترین معنا برای عشق تنهایی ست...

فاضل نظری
دیدگاه ها (۱)

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سر من نیست، بیم رس...

گاهی ارزش بعضی حضورها را زمانی می فهمیم که دیگر فرصتی برای ح...

به‌یمنِ تلخیِ هجران، وصال شیرین است...امیر المومنین:الهجرانُ...

*جبهۀ آرام*محمد فدائی و پدرام کاویاندر سیاست، همیشه آن‌کس که...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۳

'توهین به سینمای ایران واقعا یکی از شرم آورترین و خجالت آورت...

گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی ستاین آتش از هر سر که برخیزد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط