بهیمنِ تلخیِ هجران، وصال شیرین است...
بهیمنِ تلخیِ هجران، وصال شیرین است...
امیر المومنین:
الهجرانُ عُقوبَةُ العِشقِ
هجران؛ کیفر عشق است...💔
.
.
امروز سالروز تولد کسی است که زندگیاش را وقف آرامش دیگران کرد. کسی که میتوانست در امنترین نقطهی دنیا زندگی کند، اما راهی را انتخاب کرد که به وصال رسید.
امروز، سالروز میلاد شهیدیست که سهمش از دنیا، جوانی بود و سهمش از شهادت، جاودانگی؛
شهید مصطفی علیخانی.
جوانی که در روزهای پرالتهاب اغتشاشات دیماه، در راه دفاع از امنیت این سرزمین جان خویش را فدا کرد؛ بیآنکه فرصت کند تمام رویاهایی را که برای فردایش ساخته بود، زندگی کند.
اما میان تمام روایتهایی که از مصطفی میتوان گفت، روایتی هست که تلخیِ دیگری دارد؛
روایت مهدیه...
تنها چهار ماه از عقدشان گذشته بود؛
چهار ماهی که برای یک زندگی، شاید تازه آغاز راه باشد؛
چهار ماهی که باید مقدمهی سالها کنار هم بودن میشد،
اما برای مهدیه، آخرین فصلِ زندگی مشترک با مصطفی شد.
قرار بود سالها همسرش باشد؛
قرار بود در تمام فراز و نشیبهای زندگی، شانهای باشد برای تکیه کردن...
اما حالا، در سالروز تولد همسرش، باید به جای تبریک گفتن، کنار قاب عکس او بایستد و با دلتنگی به مردی نگاه کند که قرار بود همهی سالهای آیندهاش را با او زندگی کند.
مصطفی رفت و مهدیه ماند؛
با خانهای که دیگر صدای مصطفی را ندارد،
با خاطراتی که هر روز تازه میشوند،
و با روزهایی که باید بیآنکه سایهی سرش کنار او باشد، ادامه پیدا کنند.
چه سخت است همسرِ شهید بودن؛
وقتی هنوز طعمِ زندگی مشترک را کامل نچشیدهای و ناگهان باید با نبودنِ کسی کنار بیایی که قرار بود تمام عمر کنارت باشد.
امروز تولد مصطفی است؛
اما شاید برای مهدیه، این روز بیش از آنکه یادآور تولد باشد، یادآور تمام روزهاییست که میتوانستند با هم داشته باشند و دیگر نخواهند داشت.
و چه زیباست که آخرین حرفهای شاعرانهی مصطفی، امروز برای زندگی خودش معنا پیدا کرده است:
«بهیمنِ تلخیِ هجران، وصال شیرین است.»
مصطفی رفت، اما نامش ماند؛
و مهدیه ماند، با عشقی که پایانش مرگ نبود؛
بلکه تبدیل شد به دلتنگیِ همیشگیِ زنی که خیلی زود،
همسر شهید شد... و بیسایهسر.
سالروز میلاد شهید مصطفی علیخانی گرامی باد.
روح بلندش قرین رحمت الهی و صبر و آرامش، همراه همیشگیِ مهدیه عزیز باد.
#شهید_مصطفی_علیخانی #همسرشهید #فراق_یار #تولد #عشق
امیر المومنین:
الهجرانُ عُقوبَةُ العِشقِ
هجران؛ کیفر عشق است...💔
.
.
امروز سالروز تولد کسی است که زندگیاش را وقف آرامش دیگران کرد. کسی که میتوانست در امنترین نقطهی دنیا زندگی کند، اما راهی را انتخاب کرد که به وصال رسید.
امروز، سالروز میلاد شهیدیست که سهمش از دنیا، جوانی بود و سهمش از شهادت، جاودانگی؛
شهید مصطفی علیخانی.
جوانی که در روزهای پرالتهاب اغتشاشات دیماه، در راه دفاع از امنیت این سرزمین جان خویش را فدا کرد؛ بیآنکه فرصت کند تمام رویاهایی را که برای فردایش ساخته بود، زندگی کند.
اما میان تمام روایتهایی که از مصطفی میتوان گفت، روایتی هست که تلخیِ دیگری دارد؛
روایت مهدیه...
تنها چهار ماه از عقدشان گذشته بود؛
چهار ماهی که برای یک زندگی، شاید تازه آغاز راه باشد؛
چهار ماهی که باید مقدمهی سالها کنار هم بودن میشد،
اما برای مهدیه، آخرین فصلِ زندگی مشترک با مصطفی شد.
قرار بود سالها همسرش باشد؛
قرار بود در تمام فراز و نشیبهای زندگی، شانهای باشد برای تکیه کردن...
اما حالا، در سالروز تولد همسرش، باید به جای تبریک گفتن، کنار قاب عکس او بایستد و با دلتنگی به مردی نگاه کند که قرار بود همهی سالهای آیندهاش را با او زندگی کند.
مصطفی رفت و مهدیه ماند؛
با خانهای که دیگر صدای مصطفی را ندارد،
با خاطراتی که هر روز تازه میشوند،
و با روزهایی که باید بیآنکه سایهی سرش کنار او باشد، ادامه پیدا کنند.
چه سخت است همسرِ شهید بودن؛
وقتی هنوز طعمِ زندگی مشترک را کامل نچشیدهای و ناگهان باید با نبودنِ کسی کنار بیایی که قرار بود تمام عمر کنارت باشد.
امروز تولد مصطفی است؛
اما شاید برای مهدیه، این روز بیش از آنکه یادآور تولد باشد، یادآور تمام روزهاییست که میتوانستند با هم داشته باشند و دیگر نخواهند داشت.
و چه زیباست که آخرین حرفهای شاعرانهی مصطفی، امروز برای زندگی خودش معنا پیدا کرده است:
«بهیمنِ تلخیِ هجران، وصال شیرین است.»
مصطفی رفت، اما نامش ماند؛
و مهدیه ماند، با عشقی که پایانش مرگ نبود؛
بلکه تبدیل شد به دلتنگیِ همیشگیِ زنی که خیلی زود،
همسر شهید شد... و بیسایهسر.
سالروز میلاد شهید مصطفی علیخانی گرامی باد.
روح بلندش قرین رحمت الهی و صبر و آرامش، همراه همیشگیِ مهدیه عزیز باد.
#شهید_مصطفی_علیخانی #همسرشهید #فراق_یار #تولد #عشق
- ۱۹۵
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط