وَقتی یه *دُخْتَر* بِهِتْ گیر میده..

وَقتی یه *دُخْتَر* بِهِتْ گیر میده..

~~~~ اَزَتْ ¦ جَوآبْ ¦ میخوآد...

***** ¦¦ حَسودی وَ گیر دآدَنآشْ ¦¦

••••• کَلآفَتْ می کُنه...

فِکر نًکٌّن زیآدی بَدبینٍه...!!

~~~~~ خٌوشْحآل بآش ~~~~~

¦¦¦¦ چُون عآشٍقْتٍه ¦¦¦¦

***** دآرٍه وآسٍه دآشتَنِت می جَنگٍه..

!!!!! أمآ وآی بِه حآل روزی کِه

ساکت شِه اوج گیر دآدَنآش بِشه یه کَلَمه****

¦¦ اوکی..! هَرجور راحَتی ¦¦****
دیدگاه ها (۷)

سناریو درخواستی از کاراسو (آره عکس قشنگ ازش نداشتم😔)کاراسو د...

سناریو بلولاک/قفل آبی

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

🎭 آخرین نقشپارت ششملیانا هنوز به دست تهیونگ نگاه می‌کرد.— دس...

تولدت مبارک به یکی از عزیزترین آدم‌های زندگی من... 🤍🎂نمی‌دون...

دختره وسط میزوکیهمشخصات میزوکی👇🏻🌿🎀 میزوکی کوروساوا — Mizuki ...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟗چند روز بعد...جیمین و مانیا بیشتر از قب...

تصمیم گرفتم از این به بعد زیر هر پست راجب یه موضوع رندوم حرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط