آخـر پـاییـز شد،

آخـر پـاییـز شد،

میشمـارم:

اشک هـای ریختـه را...

جـای زخـم هـایم را!..

تکـه های شکستـه ی غـرورم را...

بغض هـای فـرو خـورده ام را...

"دوستت دارم" ها و "عاشقتـم" گفتن هـای روی دلـم مانـده را...

شبـهای مردنـم را...

در آخـر هم مهمتـرین دارایـی ام را میشمـارم!... ،

روزهـای نبـودنت را!
دیدگاه ها (۲)

بیا با همـ حرفـ های نارنجی بزنیمـ مثلا رازهایتــ را بگو انگا...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

چند پارتی بازی ممنوع

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط