من مطمئنم

من مطمئنم
که اعضای بدن هم عاشق میشوند
مثلا همین حافظه
چطور است که شام دیشب را
به یاد من نمی‌آورد
ولی تو را ثانیه به ثانیه
به جان من می اندازد...؟
دیدگاه ها (۵)

آدم ها از یک جایی به بعدبه بودن با هم، به عاشقانه های پیش پا...

سَر من دَرد کِه نَه،میل بهِ شِکَستَن دارَد...تا کِه بیرون بِ...

هیچ وقت با آدم هایی برخورد کرده اید که به نظر می رسد از روی ...

چیزی رو میبینی و قلبت میشکنه ، ولی باید همون جا بشینی و وانم...

بعضی نام‌ها با رفتن تمام نمی‌شوند؛در قاب عکس‌ها در سکوت شب‌ه...

اگر تو نبودینمی‌دانم هر روز برای چه کسی می‌نوشتم !هر جلوه ی ...

عاشقانه های شبنم

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

🌼از قلبم به تو سلام آقای من💫جمعه ای دیگر شد و 🌼دل یاد دلبر م...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

نـمـى دانـم بعد تو چـه بــر سـرم آمده !...كه بــعـد از رفـتـ...

تولدت مبارک جونگکوکا تو برای من فقط یه خواننده نیستی ، تو یه...

عاح....نمی‌دانم....خیلی‌ چیز ها هست که نمی دانم...انتظار هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط