آدم که بیخودی بیخـودی نمی آید مراقبِ خودش باشد....

آدم که بیخودی بیخـودی نمی آید مراقبِ خودش باشد....
بایدیه نفر پیدابشود که موقعِ خداحافظی بگوید"مراقب خودت باش، رسیدی زنگ بزن"...
آدم که بیخـودی بیخـودی حواسش به خودش نیست
یک نفر باید باشد که پشتِ تلفن،
وقتی میخواهی با تاکسی بروی آن سرِ شهر با لحنِ نگرانی بگوید"حواست به خودت باشد،
از اون تاکسی زردا سوارشو، رسیدی هم خبـر بده، باز سرت گرم نشه یادت بره ها"....
آدم بیخـودی که گیج وکلافه نمیشود سرِ کدام لباس را پوشیدن و رژلبِ چه رنگی زدن
یک نفر باید،
بفهمد قرمزیِ رژِ امروزت با قرمزیِ روزهایِ قبل یک فرق هایی دارد یا فرموهایت کمی ریز تر است و روسری ات کمیِ خوشرنگ تر....
خلاصه که
آدم بیخـودی که" زن " نشده است....
زن شده تا صاحبِ تمامِ "مــردانگی"ِ یک نفــر بشـود....
دیدگاه ها (۱)

رمان بازی حسادت🤍⛓️

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇17ویو هویج:نامجون نمی‌دونست دقیقاً ا...

پارت هشتم: طوفان در سکوتصدای باز شدن درِ اصلی عمارت کیم، سکو...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

چند پارتی پارت ۴ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیباران آرامی می‌با...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 139✦..................

🦢 پارت بیست‌ودوم | فاصلهصبح، فضای خانه عجیب ساکت بود.لیانا س...

𝑃𝑜𝑤𝑒𝑟 𝐺𝑎𝑚𝑒𝑃𝑎𝑟𝑡: 𝟸زن با تردید زمزمه کرد:ـ من ..همچین چیز....چ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۳: ولیعهد نگرانصبح زود، جونگ‌کوک جلوی آین...

White Lotus | Part 19چند روز از مراسم گذشته بود...زندگی دوبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط