Cruel Love
Cruel Love
پارت ۱۱
-:از خدا تم باشه همه ارزوشون با من حرف بزنن(حق🛐)
+:همه ،ولی من نه،تازشم یکیو پیدا کن از تو خوشش بیاد بعد بگو (خودش)
-:اه خسته شدم بس کن
+:من بس کنم تو اول شروع کردی
-:خودت شروع کردی
+:تقصیر خودته من چیکار کنم
-:میگم خفه میشی یا خودم خفت کنم(عربده)
آنجلینا ساکت شدو رفت تو اتاقش درم محکم کوبید جونگکوک نشسته بود رو کاناپه
-:اه خاک تو سرم مثلاً میخواستم جذبش کنم حالا ری.دم حالا چیکار کنم از دلش دربیاد اه ولش کن فردا یه فکری میکنم (آروم )
پاشد و رفت تو اتاقش وقبل از اینکه بخوابه یکم با یونا حرف زدو خوابید
ویو آنجلینا
بعد از اینکه سرم عربده کشید پاشدم رفتم تو اتاق یعنی چی پسره ی هول خودش شروع میکنه بعدش میگه خفه میشی یا خفت کنم خودم خفت میکنم وایسا الآنم مامان اینا نیستن فقط منو اون تو خونه تنهام فردا تلافی میکنم ، آنجلینا بعد از اینکه غر زد خوابید .»
ویو صبح
آنجلینا و جونگکوک صبح پاشدن و صبحونه خوردن بعدش یه چند ساعت گذشت و پاشدن که برای مهمونی که ساعت ۷شروع میشد اماده بشن ساعت ۴بود و باید قبل از مهمونا میرسیدن آنجلینا رفت یه دوش حسابی گرفت روتین بدنش رو انجام داد و لباس پوشید میکاپ کرد اکسسوری انداخت و مو هاشو کرلی کرد عطر شیک زدو کفش شو پوشید یه اسپریه خوشبوکننده بدن که شاین داشت و ۴۸ساعته بود و زد به رون پاهاش دستاش گردنش و خلاصه همه جا زد تا قشنگ بدخشه ،جونگکوک هم رفت حموم و کت و شلوار پوشید موهاشو مرتب کرد و یه عطر خیلی تلخ و مردونه زد و کفشاش رو پوشید و منتظر آنجلینا موند که بعد یه ساعت بلاخره تشریف آورد و راه افتادن که برن
(برو پارت بعد رو بخون البته هنوز ننوشتم)
پارت ۱۱
-:از خدا تم باشه همه ارزوشون با من حرف بزنن(حق🛐)
+:همه ،ولی من نه،تازشم یکیو پیدا کن از تو خوشش بیاد بعد بگو (خودش)
-:اه خسته شدم بس کن
+:من بس کنم تو اول شروع کردی
-:خودت شروع کردی
+:تقصیر خودته من چیکار کنم
-:میگم خفه میشی یا خودم خفت کنم(عربده)
آنجلینا ساکت شدو رفت تو اتاقش درم محکم کوبید جونگکوک نشسته بود رو کاناپه
-:اه خاک تو سرم مثلاً میخواستم جذبش کنم حالا ری.دم حالا چیکار کنم از دلش دربیاد اه ولش کن فردا یه فکری میکنم (آروم )
پاشد و رفت تو اتاقش وقبل از اینکه بخوابه یکم با یونا حرف زدو خوابید
ویو آنجلینا
بعد از اینکه سرم عربده کشید پاشدم رفتم تو اتاق یعنی چی پسره ی هول خودش شروع میکنه بعدش میگه خفه میشی یا خفت کنم خودم خفت میکنم وایسا الآنم مامان اینا نیستن فقط منو اون تو خونه تنهام فردا تلافی میکنم ، آنجلینا بعد از اینکه غر زد خوابید .»
ویو صبح
آنجلینا و جونگکوک صبح پاشدن و صبحونه خوردن بعدش یه چند ساعت گذشت و پاشدن که برای مهمونی که ساعت ۷شروع میشد اماده بشن ساعت ۴بود و باید قبل از مهمونا میرسیدن آنجلینا رفت یه دوش حسابی گرفت روتین بدنش رو انجام داد و لباس پوشید میکاپ کرد اکسسوری انداخت و مو هاشو کرلی کرد عطر شیک زدو کفش شو پوشید یه اسپریه خوشبوکننده بدن که شاین داشت و ۴۸ساعته بود و زد به رون پاهاش دستاش گردنش و خلاصه همه جا زد تا قشنگ بدخشه ،جونگکوک هم رفت حموم و کت و شلوار پوشید موهاشو مرتب کرد و یه عطر خیلی تلخ و مردونه زد و کفشاش رو پوشید و منتظر آنجلینا موند که بعد یه ساعت بلاخره تشریف آورد و راه افتادن که برن
(برو پارت بعد رو بخون البته هنوز ننوشتم)
- ۱۴۲
- ۲۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط