میان دستهایت

میان دستهایت


که حلقه می کنی دورِ تنم ،


میان گرمای تنت


که تمامم در آن گم میشود ،


هیچ کسی دستش به من نمیرسد ...


لذت آغوش بی دغدغه و


عشق ناب تو را


با هیچ چیز عوض نمی کنم ...


می دانی مهربون من ،


دوستت دارم ...


دوست دارم تو را ،


و آن گرمای تن همیشه داغت را ...


آن هنگام که


بی پروا میسوزانی ام در عطش خواستنت ...
دیدگاه ها (۶)

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

مرد بی رحم

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از ...

معرفی رمان

پارت ۱۶ (پایانی): طلوعِ دوبارهزمان مثل باد گذشت. ماه‌ها یکی ...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط