هر سال زمستان که میشود،من به این فکر میکنم که کاش موهایم

هر سال زمستان که میشود،من به این فکر میکنم که کاش موهایم همیشه کوتاه بود ...
نمیدانم رازش در ‌چیست اما
بلند شدن موهایم،ارتباط مستقیمی با میزان حماقتم دارد!
انگار که در چرخه ای گیر افتادم و هر سال دوباره و دوباره رسم بر شکستنم است....
هر سال باز از نو دلم میخواهد گلوی این حس لعنتی را بگیرم و آنقدر فشار دهم تا برای همیشه دهانش را ببندد.
کاش فقط کسی بود تا مرا در آغوش بگیرد و زیر گوشم نجوا کند
احمق من،نگران نباش!این نفس آخریست که میکشی!
دیگر زمستانی نخواهی دید که خود را به گرمایی بودن بزنی دهانت را رو به این سرمای منجمد کننده ببندی!
بگوید؛احمق من،خودت که میدانی موهایت را نباید بلند کنی!بگوید که بلند کردن مو برای دختر های تابستانیست،نه تو که دختر پائیزی و عاشق زمستان!
بگوید که از این پس زمستانی نخواهم دید و همانقدر عاشقانه سرم را زیر آب کند و جان دادنم را تماشا!
تا بلاخره یک نفس راحت بکشم.

(نغمه)
دیدگاه ها (۱)

سناریووو

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.برای چند لحظه فقط...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

دختری که ملکه ی جهنم شد

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹²جیان،اسلحه ای که زیر شال پشمی‌ش پنها...

P : 30

نشان سوخته.

فصل دومپارت بیست و هشتم | قولی که تا همیشه ماندیک سال از روز...

LESSON

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط