پارت ۱۸۸(😑😑)

پارت ۱۸۸(😑😑)


- حق نداری با این اشغالا کبودی های خوشگلی که برات درست کردمو بپوشونی ، بعدشم یه لیست از وسایلی که میخوای رو اماده کن بده به سوجون تا برات تهیه کنه

باید خودم برم ، اصلا من پدر بهداشتی میخوام لباس زیر بگیرم میخوام چطوری بگم برام بگیرتشون ؟

سرشو نزدیک گوشم بردو همونطور که دستش سینه هام رو میچلوند زمزمه وار و خمار لب زد:

-لباس زیرو که خودم برات گرفتم خانومم ، اندازت نبودن ؟ دفعه ی اخری که لمست کردم همینقدر بودن، یعنی بزرگتر شدن ؟

آی...آیی...ه..هیونجین...ول...ول کن...د...درد..میگیره...اههه

- خیلی نرمن لعنتی چطوری این چند سال بهشون دست نزده بودم ؟ کاملا خوش دست و فرم گرفتن...

با این حرفش گونه هام سرخ شدن با خجالت لب گزیدم که از چشمش دور نموند و چشماش برق گرفتن

- پس خجالت خانومم دیدم ، چه سرخ شدی ملکه ی من
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۸۹بوسه ای رویه لپ های سرخ شدم زدو بعد بی میل دست از چل...

پارت ۱۹۰با تردید دست برداشتم و اونم برام بستش و دستش سمت پای...

پارت ۱۸۷(گزارش شده بود 😑)- نمیشه خوشگلم ، هرجا بخوای بری بای...

پارت ۱۸۶(گزارش شده بود)ویو یونا:مشغول عوض کردن لباسم بودم که...

Iove and the moonPart24ویو فردا صبح وقتی از خواب بیدارشدم ...

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۱۰صدایِ دکمه‌هایِ دست...

پارت ۹ (ویو یونمین)«خب جونک‌کوک‌....ساعت ⁶:³² هست دیگه باید ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۵ بعد از کلاس ، چهار امگا در حیاط مدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط