دلتنــگـم...

دلتنــگـم...

دلتنـــــگ کسی کـــــه

گردش روزگــــارش به من که رسیــــد

از حرکـت ایستـاد...

دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید...

دلتنگ ِ خود َم...

خودی که مدتهــــ ــــ ــاست گم اش کـرده ام ...

گذشت، دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم

حالا یک بار از شهر می رویم

یک بار از دیار … یک بار از یاد … یک بار از دل … و یک بار از دست

دلتنــگـم...
دیدگاه ها (۷)

در زمانهای دووووور.....مشهد به دور خورشید می چرخید ....زمین ...

توف به این شانس :.الان نشستم با هر دینی که حساب کردم دیدم آخ...

...

من ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺁﻣﻮﻧﯿﺎﮎ ﺧﺎﻟﺺ ﺗﻨﻔﺲ ﮐﻨﻢﻭﻟﯽ...........ﺑﻮﯼ ﻣﺎﻩ ﻣﻬﺮ ﺑﻪ ﻣ...

امشب ۱۶۸ امین شب تجمعاتهبه یاد کودکان مظلوم میناب💔🥀 دعوت مر...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو جونگکوکاتاق سرور بزرگ‌تر از چیزی ب...

تاجی در دو جهان Une couronne dans deux mondes

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝓒𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 32هوا کم‌کم تاریک می‌شد و خیابون‌های...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝓒𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 31بعد از اینکه از بازار بیرون آمدند،...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

P : 28

🧁 پارت دوازدهم | جشنی برای تمام شهرچند روز بعد...دفتر مؤسسه‌...

پارت چهل‌وهشتم | میان درخت‌هاپارک لاراهنوز چند دقیقه از پیشن...

مهمونی پارت ۶۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط