چرا تو ای شکسته دل خدا خدا نمی کنی ؟

چرا تو ای شکسته دل خدا خدا نمی کنی ؟
خدای « چاره ساز » را چرا صدا نمی کنی ؟
به هر لب دعای تو فرشته بوسه می زند
برای درد بی امان چرا دعا نمی کنی ؟
به قطره قطره اشک تو خدا نظاره می کند
به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمی کنی ؟
سحر ز باغ ناله ها گل مراد می دهد
به نیمه شب چرا لبی به ناله وا نمی کنی ؟
دل تو مانده در قفس جدا ز آشیان خود
پرنده اسیر را چرا رها نمی کنی ؟
ز اشک نقره فام خود به کیمیای نیمه شب
مس سیاه قلب را چرا طلا نمی کنی ؟
به بند کبر و ناز خود از آن اسیر مانده ای
که روی عجز و بندگی به کبریا نمی کنی
دیدگاه ها (۱)

.این دیالوگ حشمت فردوس واقعادوست داشتنی بود: اگه تموم مردم ...

خدایا؛بزرگ شدن کار سختی است!هر گاه مرا لایق بزرگ شدن دانستی،...

قــــــــــــــــــــــهرم... با دنــــــــــــــــــــــــی...

تو آفریقا یه قبیله ای هست نمیدونن طلاق چیه.!!! ..........اصل...

معجزه‌ی زیارت شاید همین باشد؛هیچ‌کس از تو نمی‌پرسد با چه دلی...

وقتی لب تو خنده زد

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

از ترس تا اعتمادpart: 8 مد...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

The Last Shadow

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط