حـواسـتـــ هـمـهــ جــا پـرتــــ مــیــ شـــود

حـواسـتـــ هـمـهــ جــا پـرتــــ مــیــ شـــود

جــزء ســمــتــــ مـــنــــ ــــ ـــ ــ ـ . !

پــســـ چــگــونــهــ انــتــظــار داریــــ

حــوایــتــــ بـاشــمــــ

وقــتــیــــ هــنــوز آدمـــ نــشــدهــ ایــــ ـــ ــ ـ . !
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

پارت چهل‌ونهم | صدایی در تاریکیپارک لاراچند دقیقه‌ای بود که ...

گاهی عشق، از جایی شروع می‌شود که منطق هنوز نرسیده است. یکی ...

نبودنت، راز برون افتاده‌ای ست که هر جمعه در حنجره ام بغض‌می‌...

چگونه زمانی که این‌گونه دلبری می‌کنی، جان سالم به در ببرم؟چگ...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وپنجم 𓆪 🖤🥀اسما هنوز به یون خیره بود.ـ «...

گاهی وقت‌ها باید با خدا این‌گونه نجوا کرد...خدایا... تو غیر ...

پارت یازدهم| ویلاپارک لاراداشتیم صحبت میکردیم که رُزا صدامون...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط