عشق اجاره ای,,

عشق اجاره ای,,
قسمت اول

ویو ات
دینگ دینگ (صدای آلارم گوشی)
ات.اَهههه خبر مرگم کلا دو ساعت خوابیدم(خواب‌آلود)
بعد دو ساعت زر زدن پاشدم
کش قوص دادم به کمرم
(جون بابا)
درو باز کردم برم دستشویی مامانم دم در بود
ات. اوماااا ترسیدم
مامان. لنگه زهره تو هنوز خوابی مگه امتحان نداری دیشب تا بوق صب بیدار بودی؟
ات. وای امتحانننن
تا اوما گفت امتحان ریدم تو خودم
مثل برق و باد دوییدم
خوردم به کوک
ات. گمشو کنار
کوک. کوره به ما میگه گمشو🗿
ات. الان حوصله ندارم
کوک.میدونم که تر میزنی
ات. دستت درد نکنه😔
کوک .سرت درد نکنه😂🤙
ولش بابا رفتم دستشویی کار لازم کردم لباس پوشیدم(عکسش هص)
رفتم سوار ماشینم شدم رفتم (عکس ماشین هص)
رسیدم
لیا رو دیدم
لیا.سلاممم (ذوق سگی)
ات. سلام چی شده؟؟
لیا.خاک نمیدونی میگن کیم تهیونگ میاد این مدرسه
ات. کیم تهیونگ کیه دیگه؟؟
لیا. بیا بریم داداش تو اصن تو باغ نیستی
ات. نه درگیر امتحان ریاضی امروزم
لیا.چیییی
ات. پیجپیچیی
لیا. کی کجا امروز!!!!
ات. بله امروز زنگ دوم
لیا هنگ کرد
ات. لیا ...لیا.... لیا
ببخشید کم بود اگه خوبه ادامه رو بزارم؟؟
شرط:فالو۳
دیدگاه ها (۶)

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

#میکاپ_آرتیست_من

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط