میروی ...

میروی ...
و مرا درهجوم وحشیانه دلتنگی ها رها میکنی ،بی آنکه شانه هایت را به من بخشیده باشی.
میروی...
و در این سرمای استخوان سوز تنهایی ، مرا با بغض هم آغوش میکنی تا آبستن حسرتی ابدی شوم.
دیدگاه ها (۱)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

می بیند و می فهمد و انگار نه انگارصیدیم، رها گشته و در بند گ...

شنیدن صدایتنجوای مهربان کلامتدیشب در تاریکی بغض و دلتنگیطلوع...

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

قول بده...تا وقتی خاک، تنم را در آغوش نگرفته، از یادم نروی.ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط