عطر ِ تَنت روی ِ پیراهنم مانده..

عطر ِ تَنت روی ِ پیراهنم مانده..
امروز بوییدَمَش عمیق ِ عمیق ِ!
و با هر نفس بغضم را سنگین تر کردم!
و به یاد آوردم که دیگر، تنت سهم ِ دیگری ست...
و غمت سهم ِ من!
دیدگاه ها (۵)

مادرم نیست

ویو ات ات(.)ته(!). با صدای نفس های سنگین ته بیدار شدم نگاهش...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 199♡⁠。⁠)⁩اسب رو...

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

رمان تهیونگ

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_6ویو میراچند روز بعد...ای...

My nurse

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط