My nurse
Part 18
(ویو جئون جونگ کوک)
به حرف جیسون گوش دادم و دست سالمم رو روی شونه ی زخمیم گذاشتم و فشار دادم تا کمتر خونریزی کنه...
به عقب برگشتم و به سمت جنگل حرکت کردم...
(ویو چند مین بعد)
هنوز داشتم میدویدم و نزدیک ورودی یا شایدم خروجیه جنگل نزدیک میشدم...
+ هوفف بلخره رسیدم.
وارد اون جنگلِ بزرگ شدم و تا جایی که میتونستم توی دل جنگل میرفتم بلخره پیش یه درخت ایستادم و دستم رو گذاشتم روی تنه ی درخت و نفس نفس میزدم...
حالم خیلی بد بود و سرم داشت سنگین میشد که دستم که روی درخت بود شل شد و افتادم و خاموشییی......
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
(ویو لوین کاترین___ویو ۱۰ صبح)
از خواب بیدار شدم و بلند شدم و به سمت حموم قدم برداشتم...
بعد ۱۰ دیقه دوش گرفتن از حموم بیرون اومدم و نشستم پشت میز آرایشم و شونه رو برداشتم و موهام رو شونه کردم...
موهام رو باز گذاشتم تا خشک بشن...ولی بعد اینکه خشک شدن باز هم بازشون میزارم(ها؟🗿🗿🗿🗿🗿)
بلند شدم از پشت میزم و لباس راحتی پوشیدم و از اتاقم زدم بیرون تا برا خودم صبحونه درست کنم...
(ویو چند دقیقه بعد)
صبحونه ام رو آماده کردم و میز رو چیدم...
نشستم پشت میز و شروع به خوردن کردم...
(ویو بعد صبحونه)
بعد اینکه صبحونه ام رو تموم کردم بلند شدم و ظرف هارو گذاشتم تو سینک و شستمشون...
دستام رو با دستمال خشک کردم و اون چند تا گیاه هایی رو که دیروز چیده بودم و گذاشته بودم لب پنجره رو از اونجا برداشتم...
اونا رو توی یک سبد گذاشتم و همونجا روی اپن گذاشتم...
رفتم لباسام رو عوض کردم و موهام رو دوباره یه شونه زدم و کرم مرطوب کننده هم زدم...
یه عطر هم زدم(چقدر زدم زدم شددد)
و از اتاقم اومدم بیرون رفتم تو حیات...
لباس اسلاید دوم.
ادامه دارد........👻🤡
حمایت یادتون نره قشنگا🥰😘❤️🫠
(ویو جئون جونگ کوک)
به حرف جیسون گوش دادم و دست سالمم رو روی شونه ی زخمیم گذاشتم و فشار دادم تا کمتر خونریزی کنه...
به عقب برگشتم و به سمت جنگل حرکت کردم...
(ویو چند مین بعد)
هنوز داشتم میدویدم و نزدیک ورودی یا شایدم خروجیه جنگل نزدیک میشدم...
+ هوفف بلخره رسیدم.
وارد اون جنگلِ بزرگ شدم و تا جایی که میتونستم توی دل جنگل میرفتم بلخره پیش یه درخت ایستادم و دستم رو گذاشتم روی تنه ی درخت و نفس نفس میزدم...
حالم خیلی بد بود و سرم داشت سنگین میشد که دستم که روی درخت بود شل شد و افتادم و خاموشییی......
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
(ویو لوین کاترین___ویو ۱۰ صبح)
از خواب بیدار شدم و بلند شدم و به سمت حموم قدم برداشتم...
بعد ۱۰ دیقه دوش گرفتن از حموم بیرون اومدم و نشستم پشت میز آرایشم و شونه رو برداشتم و موهام رو شونه کردم...
موهام رو باز گذاشتم تا خشک بشن...ولی بعد اینکه خشک شدن باز هم بازشون میزارم(ها؟🗿🗿🗿🗿🗿)
بلند شدم از پشت میزم و لباس راحتی پوشیدم و از اتاقم زدم بیرون تا برا خودم صبحونه درست کنم...
(ویو چند دقیقه بعد)
صبحونه ام رو آماده کردم و میز رو چیدم...
نشستم پشت میز و شروع به خوردن کردم...
(ویو بعد صبحونه)
بعد اینکه صبحونه ام رو تموم کردم بلند شدم و ظرف هارو گذاشتم تو سینک و شستمشون...
دستام رو با دستمال خشک کردم و اون چند تا گیاه هایی رو که دیروز چیده بودم و گذاشته بودم لب پنجره رو از اونجا برداشتم...
اونا رو توی یک سبد گذاشتم و همونجا روی اپن گذاشتم...
رفتم لباسام رو عوض کردم و موهام رو دوباره یه شونه زدم و کرم مرطوب کننده هم زدم...
یه عطر هم زدم(چقدر زدم زدم شددد)
و از اتاقم اومدم بیرون رفتم تو حیات...
لباس اسلاید دوم.
ادامه دارد........👻🤡
حمایت یادتون نره قشنگا🥰😘❤️🫠
- ۴۱۵
- ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط