من به درماندگی صخره و سنگ

من به درماندگی صخره و سنگ
من به آوارگی ابرو نسیم
من به سرگشتگی آهوی دشت
من به تنهایی خود می مانم
من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی
گیسوان تو به یادم می اید
من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی
شعر چشمان تو را میخوانم
دیدگاه ها (۵)

سال ها میان تمام فصل ها دویده اماما از فصلی که تو را سرد می ...

دلا فرزانگی کردن مهم است *** خدا را بندگی کردن مهم استچه مدت...

تصویر منتیس (ملخ درختی) که با تقدیم یک شاخه گل به عشقش، ثابت...

جذام عشقآدمها با حضورهای کمرنگشان،با بودنهایی که به بدترین و...

آن پیچکهای یاغی

AR-Lp 36

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

✦ اولین گناه ✦فصل سیزدهم: جایی که سایه‌ها زندگی می‌کنند---را...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

قایقی خواهم ساخت ..

P⁷سه دختر جلوی نوشته‌ی روی دیوار ایستاده بودند.یورا با ترس گ...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط