حفظ کن فاصله را تا به تو عادت نکنم

حفظ کن فاصله را تا به تو عادت نکنم

به زنِ توی غزلهات حسادت نکنم

 

حرفها دارم وُ یک عمر نباید بزنم

طبق معمول برو زود، که فرصت نکنم

 

طبق معمول عذابم بده تا شک نکنم

عاجزم ، پیش تو احساسِ شهامت نکنم

 

زندگی بیشتر از ظرفیتم طول کشید ...

دور کن اسلحه را تا که حماقت نکنم !

 

با خودم قهرم وُ تصمیم گرفتم دیگر-

از همین ثانیه با آینه صحبت نکنم

 

«شازده* !» پیش تو وُ اینهمه آدم تنهام

در زمین کاش از امروز اقامت نکنم

 

آسمانی تر از آنی که کنارت باشم

حفظ کن فاصله را تا به تو عادت نکنم
دیدگاه ها (۳)

ابلیس

معامله نهاییپارت ۶۹« میشه یک بار دیگه بدون اینکه از زیباییش ...

پارت ۱۴ پشت غرورتاِما چند ثانیه به پیام خیره موند.دوباره گوش...

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت دوازدهم: نقشه‌یِ شومِ پادشاههن...

White Lotus | Part 18سه هفته بعد...تب شایعه‌ها کم‌کم فروکش ک...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت نهم: سوال‌های بی‌امان ⛓️❓[دیدگاه تهی...

حفظ کن فاصله را تا به تو عادت نکنمبه زن توی غزلهات حسادت نکن...

حفظ کن فاصله را تا به تو عادت نکنمبه زن توی غزلهات حسادت نکن...

حفظ کن فاصله را تا به تو عادت نکنمبه زن توی غزلهات حسادت نکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط