پارت ۱۷۰
پارت ۱۷۰
~راستی قرصاتو خوردی؟
-اره اروم شدم الان
~خیلی ازت ترسیده حتماً ، گفتم تو این حال کاری نکن ، تو گوش نکردی
- کنترلم دست خودم نبود توکه خودت میدونی ، هروقت دوباره عود کرد بندازم تویه اتاقی درو قفل کن تا قرصام برسن امشبو با یونا گذروندم اروم شدم خودش برام یه داروئه
~درسته اروم شدی و ازش مراقبت کردی اما به جاش قبلش خیلی وحشیانه بهش تجا*وز کردی ،معلومه ازت میترسه دیگه
-خودش کم بود بهم طعنه بندازه توهم اضافه شدی
~وااا من کجا طعنه زدم ؟
-لازم نیست پیش این همه ادم جار بزنی که اره رئیستون به زن عقدی و رسمیش تجا*وز کرده
~خب راسته دیگه ، نیست ؟
ـ بابا یونا درک نمیکنه حال منو تو چرا منو مقصر میکنی ؟
~راستی قرصاتو خوردی؟
-اره اروم شدم الان
~خیلی ازت ترسیده حتماً ، گفتم تو این حال کاری نکن ، تو گوش نکردی
- کنترلم دست خودم نبود توکه خودت میدونی ، هروقت دوباره عود کرد بندازم تویه اتاقی درو قفل کن تا قرصام برسن امشبو با یونا گذروندم اروم شدم خودش برام یه داروئه
~درسته اروم شدی و ازش مراقبت کردی اما به جاش قبلش خیلی وحشیانه بهش تجا*وز کردی ،معلومه ازت میترسه دیگه
-خودش کم بود بهم طعنه بندازه توهم اضافه شدی
~وااا من کجا طعنه زدم ؟
-لازم نیست پیش این همه ادم جار بزنی که اره رئیستون به زن عقدی و رسمیش تجا*وز کرده
~خب راسته دیگه ، نیست ؟
ـ بابا یونا درک نمیکنه حال منو تو چرا منو مقصر میکنی ؟
- ۷.۹k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط