• כפֿــتـر بــ ـآش .. !

• כפֿــتـر بــ ـآش .. !

• פֿـــوכت بــ ـآش .. !

• بــگــذآر گــرگـــ هــ ـآــے شــهــر .. !

• هـــــر چـــﮧ مــــے פֿـوآهــنــכ بــــــگـــویــنــכ .. !

• بـــﮧ כنــیــ ـآ آمـــכه انــכ تــ ـآ زوزه بــڪــشــنــכ .. !
دیدگاه ها (۱)

چـقـدر خــــــوبــه . . . یـکـــــــــــی بـــــاشـــــــه ...

یہ زندگــے ایدہ آل یعنـــے: قبل اومدنش بـــراش آرایش کنــے ...

ܜܔ شیطان نیستمـ ܜܔ فرشته همـ نیستمـ خدا همـ نیستمــ فق...

چـــــه آزمـــــون دشـــــواریست...! قـــــلبت را در ســـــ...

آتیشی که از بارون شروع شد part 47ویوی جونگکوکسوار ماشین شدیم...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

نام: قرارداد نفرتPart:³⁵صبح، ا/ت روی مبل نشسته بود و مشغول گ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

آتیشی که از بارون شروع شد part 49ویوی جونگکوکضبط صوت رو بررس...

سه قلب یک عشق. پارت 13

نام: قرارداد نفرتPart:⁴⁷صبح بعد از صبحانه، ا/ت و جونگکوک برا...

پارت . 30

نام: قرارداد نفرتPart:³²بعد از رفتن ته‌جون، ا/ت هنوز به حرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط