میشه خدا رو حس کرد تو لحظه‌های ساده

میشه خدا رو حس کرد تو لحظه‌های ساده
تو اضطراب عشق و گناه بی‌اراده
بی‌عشق عمر آدم بی‌اعتقاد می‌ره
هفتاد سال عبادت یک شب به باد می‌ره
وقتی که عشق آخر تصمیمش‌و بگیره
کاری نداره زوده یا حتی خیلی دیره
ترسیده بودم از عشق، عاشق تر از همیشه
هر چی محال می‌شد، با عشق داره میشه
عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبه‌س
از لحظه‌های حوا، هوا می‌مونه و بس
نترس اگردل تو از خواب کهنه پاشه
شاید خدا قصه‌تو از نو نوشته باشه
دیدگاه ها (۰)

همیشه با دل تنگ و تپیده می آییتو مثل حرمت اشکی چکیده می آییه...

هر چند از طراوت چشمات خالی امسنگم نزن شکسته دل این حوالی اما...

اگهان آمدی به خلوتِ من، تا به خود آمدم دچار شدمعشق من بودی و...

زود میلرزد دلم! اینقدر طنازی نکن !اینچنین با چشم معصومت هوس...

عاشقانه های شبنم

جونگ‌کوک عزیز، تولدت مبارک🤍. تو فقط یه خواننده نیستی؛ تو اون...

سناریو بلولاک/قفل آبی

مهمونی پارت ۵۷

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:5شن...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

~نامجونِ عزیزم،تولدت مبارک. 🤍مرسی که به دنیا اومدی؛مرسی که ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط