گــاهی دلــت یــک رفــیــقــ

گــاهی دلــت یــک رفــیــقــ
شــش دانــگ مــیــخــواهد
ڪــه بــنــشــیــنــی ڪــنــارشــ
و بــدانــیــ
نــه ســڪــوتــت
نــاراحــتــش مــیــڪــنــد
نــه حــرفــهای
بــی ســرو تــهتــ
گــاهی چــقــدرخــوب اســت
بــودن ڪــنــار ڪــســی
ڪــه عــاشــقــت نــیــســتــ
فــقــط دوســتــت دارد
‎‌‌
‎  ‎  ‌‌‎‌‌‌ ‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌
دیدگاه ها (۰)

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

گاهی آدم چیزی را از دست نمی‌دهد؛خودش را لابه‌لای دوست‌داشتنی...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

عاشقانه های شبنم

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

پروانه جان

[•] عمارت عشق [•] part: 17_«با خودت چی فکر کردی هر*زه؟!؟!» +...

❣️گاهی دلت یک رفیقشش دانگ میخواهدکه بنشینی کنارشو بدانینه سک...

گاهے "دلت یک رفیق" شش دانگ میخواهدکه بنشینی کنارش و بدانینه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط