ضربان پایت را می شنوم

ضربان پایت را می شنوم
در سینه ام راه می روی
ترجیح می دهم که تنها بمانم
به تلویزیون خیره شوم
کتاب بخوانم
پیاده روی کنم
بخوابم
تلویزیون تو را نشان می‌دهد
کتاب ها تو را می‌خوانند
پیاده‌روها تو را قدم می‌زنند
خواب ها تو را می‌بینند
عزیزم!
همه از اینجا رفته‌اند
تو که تنهاترین مرغابی جهانی
چرا از من مهاجرت نمی کنی؟
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

جدایی

پارت: 23 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین دقیقاً روبه‌روی من ایس...

پارت: 21 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*تایلر ابروهاش رو انداخت با...

پارت: 10 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ وحشتناک و سنگینی سال...

پارت ۲۷ هواپیمای سئول بالاخره به زمین نشست. وقتی حسنا پله‌ها...

ابلیس

مافیای من

Six

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط