درد بی عشقی ما

درد بی عشقی ما
دید و دریغش آمد

آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

خرمن سوخته ی ما
به چه کارش می خورد

که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت...!
‎‌‌
دیدگاه ها (۳)

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟏مینا با دیدن اشک روی گونه‌ی ...

عاشقانه های شبنم

p28

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۱: جواب واقعیچند ثانیه سکوت بینشان ماند.ح...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

.....پارت ششم....

بهار بدون تو

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p83از راهروی اصلی که گذشتن، جیمین مسیرش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط