برف هفت سالگی ام را بخاطر صدای پدر دوست داشتم ....پاشو بب

برف هفت سالگی ام را بخاطر صدای پدر دوست داشتم ....پاشو ببین چه برفی اومده
برف ده سالگی ام را بخاطر آدم برفیهایش
برف چهارده سالگی را بخاطر اخبار وتعطیلی هایش
برف هجده سالگی درست یادم نیست در میان افکار
یخ زده بود
برف بیست سالگی قدم زدنهای عاشقانه و رد پاهایم...
برف بیست و چهار سالگی به بعد فقط سرد بود و سرد بود و سرد بود...
دیدگاه ها (۵)

#درخواستی#انعکاس_خشم#پارت¹قطرات درشت باران پاییز با ضرب‌آهنگ...

#دوپارتیموضوع:(وقتی هان تصادف میکنه)قول میدی که سرقولت بمونی...

ابریشم تیره

ادامه پارت ۱۶

زیبای کوچک فریبکار

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۹: تولدِ یک هیولاتویِ اون اتاقِ تا...

🎻۲۲:۱۸ | خیابان Saint-Jacques، منطقه پنجمدست‌هایش در جیب کتش...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط