عشق با ما کردی اما زندگی با دیگری

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگری

تا به حالا نوبت ما بود حالا دیگری؟

گفته بودی که مرا وقت سفر خواهی شناخت

عاقبت بار سفر بستی ولی با دیگری!

رسم دنیا بر همین بوده که عمری باغبان

پای گل می بارد و می چیند آن را دیگری..

من که نفرینت نکردم..روزی اما می دهد

پاسخ کار تو را حالا خدا، یا دیگری


@,,,,D
دیدگاه ها (۲۴)

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

از همان روز اولی که باجی را دیدی، فهمیدی قرار نیست هیچ‌چیز د...

#داستان_شبدر شهری که موش آهن می‌خورد، کلاغ هم کودک می‌بردباز...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :آیا بندگان مسلمان و مؤ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط