بر لبِ لرزان من ، فــریادِ دل ، خاموش بود ----- آخــر آن

بر لبِ لرزان من ، فــریادِ دل ، خاموش بود ----- آخــر آن تنها امیــد جــان من تنــهــا نـبــود

جز من و او ، دیگری هم بود ، امّا ای دریغ ----- آگَه از دردِ دلم، زان عشقِ جان فرسا نبود
دیدگاه ها (۵)

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد...

Attar#050622

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط