گفتی آهسته بیا،آمدم

گفتی آهسته بیا،آمدم
خسته شدم صبر کن،بی توجه رفتی
رفتی و دور شدی،دورتر و دورتر
این فاصله آن قدر زیاد شد که اگر تمام زندگیم را در پی تو می آمدم به تو نمی رسیدم....
دیدگاه ها (۱)

گاهی آن‌قدر به فاصله‌ات تا مقصد نگاه می‌کنی که فراموش می‌کنی...

«دلم دارد می‌میرد. تو نمی‌ایی. برف‌ها اب شده‌اند و هیچ‌کس نا...

عاشقانه های شبنم

در پی آن آرزوی بی‌کرانای رضا در طلب این آشیان خسته و تنها شد...

توی ذوق دیگران نزنیم، به هم ضدحال نزنیم این طورهمدیگر را آزا...

Iove and the moonPart143ماه بعد صبح زود بود بیدارشدم با ای...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟒یونا دیگر از یونگی نمی‌ترسید.با او ح...

لیلیوم را دوست داشتم،شاید چون شبیه بعضی آدم‌هاست؛زیبا، لطیف ...

تولد مبارک جنگکوکی

#سلام_امام_زمانم🔹سلامی بی جواب از جانب مولا نمی ماندسلام مول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط