نشستم درفراقت گریه کردم

نشستم درفراقت گریه کردم


زعشقت بی نهایت گریه کردم


تمام روز در فکر تو بودم 

 
تمام شب برایت گریه کردم


میان کوچه های درد و غربت


چو دیدم رد پایت گریه کردم


مبار ای آسمان دیگر تو امشب 


که من دیشب به جایت گریه کردم
دیدگاه ها (۲)

آن چیزی که تنگ شده دل است برای تو و جهان است برای من …جایی ب...

روزگاری داشتیم و عشق بود و عشق...حالی داشتبی خیالِ زندگی بود...

مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست داردچون در هر بهار ب...

.

سلام دوستان می‌خوام محتویات خوابم در مورد نیما بگم چند روز ...

عاشقانه

.ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردمیه کاری بر تسلی این دلـ...

عاشقانه های شبنم

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

the first lie

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط