از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد

از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد


غمهای زمانه را فراموشم کرد


یک سینه سخن به درگهت آوردم


چشمان سخنگوی تو خاموشم کرد
دیدگاه ها (۱)

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 126・⁠]⁠ᕗو اروم و پرعطش کنار ...

عاشقانه های شبنم

عروسک من😈🔞پارت ششم نیکولای ولکوف دختر ها تعظیم کردن و بعد رف...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:78بوسه هر لحظه حرارت بدنشان را افزایش میداد. دست...

رمان عشق ممنوع

AR-Lp 36

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط