محکوم به قتلی...

محکوم به قتلی...

آن زمان که صدایت زدم

با " جانم " گفتنت ، تیـــرِ خلـاص را زدی !

دُرست وسطِ قلبم . . .

کارم را ساختی

و حالـا من ، جانم را داده ام برایِ تـــو....
دیدگاه ها (۱۷)

به آرامی صدایت را به فراموشی می سپارم

روز اولی که باهات حرف زدم یه حسی میگفت زیاد دل نبند ها تهش ق...

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

#باران 🦋🫰🏼«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه ن...

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

جوانه عشق در قلبی سنگی))part:16ویولارابا دردی از سمت سی/نم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط