هر دیده که بینم به تو می سنجم و زشت است

هر دیده که بینم به تو می سنجم و زشت است
چشمی که تو را دید، جز این نیست سزایش!
دل بیمش از این نیست که در بند تو افتاد
ترسد که کنی روزی از این بند رهایش...
دیدگاه ها (۱)

گستردگی سینه ات آفاق فلق هاستمرغی‌ست لبم، پر زده اکنون به هو...

دل در بر من زنده برای غم توستبیگانهٔ خلق و آشنای غم توستلطفی...

بپوش پنجره را ای برهنه! می ترسمکه چشم شور ستاره تو را نظر بز...

اگه بازم منو خواستی که ببینیمن همونجام پشت لبخند قدیمیمن هنو...

اين تيكه از كتاب كيمياگر رو بايد ١٠٠ بار خوند:آنچه قسمت تو ن...

این دیده نیست، لایق دیدارِ رویِ توچشمی دگر بده، که تماشا کنم...

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

مکن ای دل که عشق کار تو نیستبار خود را ببر که بار تو نیستمرد...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

عاشقانه های شبنم

پادشاهی درویشی رابه زندان انداختنیمه شب خواب دید که بیگناه ا...

وقتی دلت تنگ می‌شود،بغضی آرام گوشه‌ی گلویت خانه می‌کندو تو ف...

این فقط یه خاطره برای اون بچه نبود… 🥹💙این لحظه قشنگ، توی دل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط