یک امشب را می خواهم ازت متنفر باشم

یک امشب را می خواهم ازت متنفر باشم
حداقل به پاس چندی عاشقی ِ بی حاصل
امشب ازت متنفرم .
به خاطر بارانی که بارید و نبودی
به خاطر این بغض های لعنتی که بی صدا می شکنند
به خاطر دردهایی که مرهمش ، فقط تویی
به خاطر ِ این حس داغونی که تمامی ندارد
به خاطر حرف های تلنبار شده در گلویم
به خاطر آوار شدن آرزوهای مشترکمان
و ... و ... و
متعجبم چرا عشقم به نفرت تبدیل نمی شود
که چرا از یادم نمی روی ای رفته از دست؟!؟
این جمله ام را با همان عشق همیشگی مان بخوان :
یادت باشد
امشب ازت متنفرم.
اما تو باور نکن
دیدگاه ها (۱)

مهمونی پارت ۶۰

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

پارت ۴۰ — «آخرین فرصت»صبح روز سوم، یورا دیگر شبیه چند روز قب...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

قلب من رو با این بی توجه‌ایت به درد نیار...گرمای دستای بزرگش...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕𝟒ویو نیا...

یک امشب را می خواهم ازت متنفر باشم حداقل به پاس چند...

یک امشب را می خواهم ازت متنفر باشم حداقل به پاس چند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط