جهنم وسندش

جهنم وسندش


در قرون وسطا و دوران اوج قدرت کلیسا ها ، عقاید و خرافه های دینی که کشیش ها به وجود آورده بودند ، شدت گرفته بود و راهب ها به قدرت رسیده بودند... کشیش ها بهشت را به مردم می فروختند!! مردم نادان هم در ازای پرداخت کیسه های طلا ، دست نوشته ای به نام سند دریافت میکردند!!

فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد ، نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد... به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:

قیمت جهنم چقدر است ؟

کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!

مرد دانا گفت: بله جهنم...!

کشیش بدون هیچ فکری گفت: 3 سکه

مرد فوری مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم به من بدهید!

کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم

مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد :

ای مردم! من تمام جهنم را خریدم و این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کسی را داخل جهنم راه نمی دهم.


آنهایی که خرافات را بوجود آوردند آن را به خدا نسبت میدهند٬ حالا ما از دست این خرافات به کی پناه ببریم؟
دیدگاه ها (۲)

جوانمرد وپوستینمردی نزد جوانمردی آمد و گفت : تبرکی میخواهم. ...

جادوی ریاضیات را باید باور کرد اگر جسارت نباشد من مشکل فعلیه...

دوست دیرینه اش در وسط میدان جنگ افتاده ، می توانست بیزاری و ...

حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن.مرد ب...

در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۲

...My evil angel...پارت¹³🪽🔥 فصل دومرقصی که سرنوشت آغاز کرد.....

عقد با رئیس 𝒫𝒶𝓇𝓉 20صدای قدم‌ها هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.ات پشت...

𝒫𝒶𝓇𝓉 19عقد با رئیس مافیاات با ناباوری به مرد روبه‌رویش نگاه ...

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» | منشورِ قدرتِ بهرام محمدی۷. زخمِ جانباز...

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» | منشورِ قدرتِ بهرام محمدی۷. زخمِ جانباز...

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

_____ادامه پارت²⁰ نفرین کوچولو_____چند لحظه نگاهم کرد.بعد گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط