💓 #تنها_برای_تو💓 #تنها_برای_چشمهایش

💓 #تنها_برای_تو💓 #تنها_برای_چشمهایش
#صاحب_احساس_من #دلنوشته_لیلی
امروز هم مثل همیشه از تو می‌نویسم....
از تویی که هیچوقت دلیل آمدنت را ندانستم...
ازتویی که باعث شدی دلم همان شوریده حالی و عشق شاعران و ادیبان بزرگ که دیوان ها و غزل ها برایش سرودند را باتمام وجود درک کند....
ازتویی که صدها دل برای خانه ی عشق بزرگت کم می آوردم....
امروز دیوان دلم برگی خورد و باز هم همان درد همیشگی و آشفتگی و دلتنگی گریبانم را گرفت....
انصاف نیست عشقت اینچنین جوان بماند و قلب مرا هر روز فرسوده تر کند...
لبریز میشوم....
شیدا میشوم....
و قلبم لیلی وار برایت می کوبد...
چه بی پناه و پر از درد رها شدم...
چه زیبا و بی هیچ دردی رفتی....
تو تنها نقطه ی روشن دنیای پر درد من بودی....
همان را هم از دست دادم....
چرا؟؟...
چرا روشن کردی دنیایی که به سردی و بی کسی عادت کرده بود؟...
چرا دل درد کشیده ام را نوازش کردی و یکباره در قعر دره ی تنهایی رها کردی؟....


🙏 با احترام...🙏
🌞 💓 تقدیم به آستان پاک عشق💓 🌞
(دلنوشته ی لیلی)
(کپی نکنید.متشکرم)
دیدگاه ها (۴۹)

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

قسمت ۷

پارت¹⁰ ...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش دوم_کنار درختی می‌ایستم.ناگهان موجود کوچک سیاهی...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

🧁 پارت بیست و دوم | رازِ کاپ‌کیک آخرصبح آن روز...لیانا مثل ه...

چند پارتی:دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط