از دور ...

از دور ...
می بوسم تورا
ای آرزوی هرشبم

شاید که با این دلخوشی
پایان گرفت تاب وتبم

ازدور می بوسم تورا
ای کعبه دلبستگی

ای آشنای باوفا
آی مرهم هرخستگی
دیدگاه ها (۳)

ط قند روزای تلخ منی......

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

🎙 اپیزود ششم «نبض روان» | اتاق‌های تاریک روان«تنهایی؛ وقتی ک...

سر انجام مادرِ امام زمان چه شد؟!میخای بدونی سرانجامِ حضرت نر...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

داستان: عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۱۱(از زبون راوی)اهم اه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط