انقدر از خوبی هایش پیش دیگران گفتم که وقتی سراغش را می گی

انقدر از خوبی هایش پیش دیگران گفتم که وقتی سراغش را می گیرند، شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت.....

چه حماقتی که می رانی ام و باز احماقانه می خواهمت
چه غرور بی غیرتی دارم من...



کوچیکتر که بودم فکر می کردم

تنهایی یعنی وقتی که هیشکی خونه نیست . . .
اما الان...

حالم خوب است!
مثل اون مریضی که میگفت خوبم!!
اما مرد...
دیدگاه ها (۵)

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

White Lotus | Part 31شش ماه بعد...همه‌چیز تغییر کرده بود.سوآ...

چند پارتی درخواستی

پارت ۳۶: آرامش در قلبِ طوفانصبح که بیدار شدم، حسِ خیلی خوبی ...

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏۸●•_ویلیام جیمز موریارتی_صبح ر...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط