تو گفته بودی می کشد دریا به هر سویت

تو گفته بودی می کشد دریا به هر سویت
من گفته بودم با توام! پارو به پارویت

آشفتگی های خودم را یاد من انداخت
هر بار بادی بی هوا پیچید در مویت

تنها به لطف چشم هایت بود تلخی ها،
شیرین اگر شد مثل چای قند پهلویت
دیدگاه ها (۱)

به آغوش تو محتاجم برای حس آرامش برای زندگی با تو پر از شوقم ...

.

.

پروردگارا..از بابت زیباترین تکرار این دنیا که بیداریست سپاسگ...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

پارت نوزدهم

صدای شلیک

پارت دوازدهم | اعترافعصر روز بعد...پارک کنار رودخانه‌ی «هان»...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۴: تماسِ سرنوشت‌سازجونگ‌کوک بندِ ...

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۳: نقاب‌های شیشه‌ایوقتی سوآ دوباره جلوی د...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁴همه‌چیز بیش از حد آروم بود..آروم‌تر ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 199♡⁠。⁠)⁩اسب رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط