نمی دانم چه کردی با دل من

نمی دانم چه کردی با دل من
که این دل بی قرار بی قرار است
نمی دانم چه گفتی با نگاهت
که چشمم چنین در انتظار است
فقط یک لحظه جانا در برم باش
که با تو چهار فصلم ،بهار است
به وقت دیدن آن روی ماهت
تپش های دل من بی شمار است
برای من فقط یک لحظه زیباست
و آن هم لحظه دیدار یار است
گر چه با تردید و ترس، همراست
ولی هما نند بهار است
دیدگاه ها (۶)

نه... حالا دیدی تنهام گذاشت رفت تو میدونی که بی تو نمیتونم...

نه... حالا دیدی تنهام گذاشت رفت تو میدونی که بی تو نمیتونم...

حرف سرخی است رفتن که با ماندن سبز با بوسه آبی و با تـــــ...

خیال کردی دگر ندارمت؟ آنجاست! یاد تو ته آغوش پر ستاره ی ...

لبخندی که بوی آرامش می‌داد...تصویری از لبخند شهید مرتضی لاری...

عاشقانه های شبنم

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

عاشقانه های شبنم

_____پارت²⁰ نفرین کوچولو_____لوسیفر یک قدم از دل تاریکی بیرو...

White Lotus | Part 32یک هفته بعد...تصمیمشان قطعی شد.نه دعوای...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

قورباغه هایی که مامور خدا بودند!

سناریو ران

Between Sleep and Breath

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط