نامجون با همان لبخند خردمندانهاش گفت خوش اومدی دوباره یونا و کوک دمت گرم ...
۱۷
نامجون، با همان لبخند خردمندانهاش، گفت: "خوش اومدی دوباره، یونا. و کوک، دمت گرم که کنارش بودی."
بعد از اینکه خندهها کمی آرام گرفت، نامجون نگاهی جدیتر به یونا و جانگ کوک انداخت و گفت: "خب، حالا که همه چی مشخص شده و ما هم خوشحالیم، باید در مورد یه موضوع مهم صحبت کنیم. رابطهی شما، حالا که جدی شده، چطور قراره به طرفدارها اعلام بشه؟ این یه موضوع بزرگه و نباید سرسری ازش گذشت."
یونا نفس عمیقی کشید. "میدونم. خودم خیلی بهش فکر کردم. راستش، سختترین قسمتش همین بوده. نمیخوام طرفدارها ناراحت بشن یا احساس کنن بهشون دروغ گفته شده."
جانگ کوک دستش را دوباره دور شانهی یونا انداخت و با اطمینان گفت: "ما با هم تصمیم میگیریم. بهترین راه رو پیدا میکنیم. شاید بهتر باشه اول خودمون یه بیانیه بدیم. صادقانه بگیم که رابطهمون شکل گرفته و از حمایت اونها ممنونیم."
تهیونگ سرش را تکان داد. "موافقم. صداقت همیشه بهترین راهه. ولی باید آمادهی هر واکنشی باشیم. طرفدارها خیلی بهتون علاقه دارن و ممکنه اولش غافلگیر بشن."
جین اضافه کرد: "ولی اگه با عشق و احترام باهاشون صحبت کنیم، مطمئنم درک میکنن. یونا، تو همیشه با طرفدارها مهربون بودی. اینو میدونن."
یونا با قدردانی به اعضا نگاه کرد. "خیلی ممنونم از حمایت همهتون. واقعاً بهم قدرت میده. فکر کنم… شاید بهتر باشه یه پست مشترک تو صفحه SNS خودمون و جانگ کوک بذاریم. یه عکس خوب، همراه با چند کلمه در مورد اینکه چقدر برای هر دومون مهمن و این رابطهی جدید چقدر برای ما ارزشمنده."
جانگ کوک لبخندی زد. "ایدهی خوبیه. یه عکس از همین الان که همه با هم هستیم؟ این نشون میده که این رابطه، مورد حمایت خانوادهاش هم هست."
نامجون تایید کرد: "این عالیه. نشون میده که این یه تصمیم ناگهانی نبوده و با فکر و برنامه جلو رفتیم. حالا، چطور این خبر رو میخواید به دنیا بدید؟"
یونا و جانگ کوک به هم نگاه کردند. یونا گفت: "احتمالا… فردا؟ وقتی کمی آروم گرفتیم و آماده شدیم."
جانگ کوک افزود: "و اول از همه، به اعضا میگیم. چون شما خانوادهی ما هستید."
همه با لبخند تایید کردند. جو سنگین نگرانی، حالا جای خود را به حس اتحاد و همدلی داده بود. آیندهی رابطهی یونا و جانگ کوک، هرچند با چالشهایی همراه بود، اما با حمایت خانوادهی بزرگشان، روشن به نظر میرسید.
حمایت 💞🤭😭
نامجون، با همان لبخند خردمندانهاش، گفت: "خوش اومدی دوباره، یونا. و کوک، دمت گرم که کنارش بودی."
بعد از اینکه خندهها کمی آرام گرفت، نامجون نگاهی جدیتر به یونا و جانگ کوک انداخت و گفت: "خب، حالا که همه چی مشخص شده و ما هم خوشحالیم، باید در مورد یه موضوع مهم صحبت کنیم. رابطهی شما، حالا که جدی شده، چطور قراره به طرفدارها اعلام بشه؟ این یه موضوع بزرگه و نباید سرسری ازش گذشت."
یونا نفس عمیقی کشید. "میدونم. خودم خیلی بهش فکر کردم. راستش، سختترین قسمتش همین بوده. نمیخوام طرفدارها ناراحت بشن یا احساس کنن بهشون دروغ گفته شده."
جانگ کوک دستش را دوباره دور شانهی یونا انداخت و با اطمینان گفت: "ما با هم تصمیم میگیریم. بهترین راه رو پیدا میکنیم. شاید بهتر باشه اول خودمون یه بیانیه بدیم. صادقانه بگیم که رابطهمون شکل گرفته و از حمایت اونها ممنونیم."
تهیونگ سرش را تکان داد. "موافقم. صداقت همیشه بهترین راهه. ولی باید آمادهی هر واکنشی باشیم. طرفدارها خیلی بهتون علاقه دارن و ممکنه اولش غافلگیر بشن."
جین اضافه کرد: "ولی اگه با عشق و احترام باهاشون صحبت کنیم، مطمئنم درک میکنن. یونا، تو همیشه با طرفدارها مهربون بودی. اینو میدونن."
یونا با قدردانی به اعضا نگاه کرد. "خیلی ممنونم از حمایت همهتون. واقعاً بهم قدرت میده. فکر کنم… شاید بهتر باشه یه پست مشترک تو صفحه SNS خودمون و جانگ کوک بذاریم. یه عکس خوب، همراه با چند کلمه در مورد اینکه چقدر برای هر دومون مهمن و این رابطهی جدید چقدر برای ما ارزشمنده."
جانگ کوک لبخندی زد. "ایدهی خوبیه. یه عکس از همین الان که همه با هم هستیم؟ این نشون میده که این رابطه، مورد حمایت خانوادهاش هم هست."
نامجون تایید کرد: "این عالیه. نشون میده که این یه تصمیم ناگهانی نبوده و با فکر و برنامه جلو رفتیم. حالا، چطور این خبر رو میخواید به دنیا بدید؟"
یونا و جانگ کوک به هم نگاه کردند. یونا گفت: "احتمالا… فردا؟ وقتی کمی آروم گرفتیم و آماده شدیم."
جانگ کوک افزود: "و اول از همه، به اعضا میگیم. چون شما خانوادهی ما هستید."
همه با لبخند تایید کردند. جو سنگین نگرانی، حالا جای خود را به حس اتحاد و همدلی داده بود. آیندهی رابطهی یونا و جانگ کوک، هرچند با چالشهایی همراه بود، اما با حمایت خانوادهی بزرگشان، روشن به نظر میرسید.
حمایت 💞🤭😭
- ۱۸۲
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط