FIVE

FIVE





خبر در فضای مجازی مانند بمب صدا کرده بود. عکس‌های یونا و جانگ کوک، با تیترهای جنجالی، صفحه اول وب‌سایت‌های خبری و شبکه‌های اجتماعی را تسخیر کرده بودند. دنیای آرام یونا، که تا همین چند روز پیش تنها با خلاقیت و طراحی‌هایش گره خورده بود، ناگهان زیر و رو شده بود. پیام‌های تبریک و تشویق دوستانش با سیل پیام‌های پرسشگرانه و گاهی قضاوت‌گرانه جایگزین شده بود. او احساس می‌کرد در مرکز یک طوفان رسانه‌ای قرار گرفته و نمی‌دانست چگونه باید از آن عبور کند.

در همین حال، در دفتر کمپانی Big Hit Entertainment، اوضاع به مراتب پرتنش‌تر بود. مدیران، مدیر برنامه‌ی گروه، و خود اعضای BTS در جلسه‌ای اضطراری گرد هم آمده بودند. نگرانی در چهره‌ی همه مشهود بود.

"این وضعیت غیرقابل قبوله! طرفدارها دیوونه شدن. هر لحظه ممکنه موج اعتراضی راه بیفته." یکی از مدیران با عصبانیت گفت.
"باید یه بیانیه رسمی بدیم. سریع!" مدیر برنامه‌ی گروه با لحنی قاطع افزود. "اما چی بگیم؟ تأیید کنیم؟ تکذیب کنیم؟"

تهیونگ که از همه بیشتر نگران خواهرش بود، با صدایی گرفته گفت: "یونا هیچ کار اشتباهی نکرده. اون فقط با جانگ کوک وقت گذرونده. این تقصیر ماست که نتونستیم ازش محافظت کنیم."
جین، با نگاهی متفکرانه، گفت: "ما باید یه راهی پیدا کنیم که هم به طرفدارها احترام بذاریم و هم از حریم شخصی یونا و جانگ کوک محافظت کنیم. شاید بهتر باشه فعلاً سکوت کنیم و اجازه بدیم آب‌ها از آسیاب بیفته."

اما جانگ کوک، که از دیدن عکس‌ها و خواندن شایعات به شدت آزرده بود، نظر متفاوتی داشت. او احساس می‌کرد باید مسئولیت اتفاق را بپذیرد. "نه! سکوت کردن فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه. من نمی‌خوام یونا به خاطر من تحت این فشار قرار بگیره. شاید بهتر باشه صادق باشیم. فقط بگیم که ما دوست هستیم و داریم همدیگه رو بهتر می‌شناسیم."

پس از بحث‌های فراوان، تصمیم بر این شد که کمپانی یک بیانیه‌ی کوتاه و چندوجهی منتشر کند. بیانیه‌ای که ضمن تأیید دوستی بین جانگ کوک و یونا، بر حفظ حریم شخصی آن‌ها تأکید می‌کرد و از طرفداران می‌خواست از قضاوت زودهنگام خودداری کنند.

***

همزمان، یونا در آپارتمانش نشسته بود و با چشمانی اشکبار به گوشی‌اش خیره شده بود. او تمام پیام‌ها و نظرات را می‌خواند. فشار روانی آنقدر زیاد بود که احساس می‌کرد دارد خفه می‌شود. ناگهان، گوشی‌اش زنگ خورد. جانگ کوک بود.

"یونا؟ خوبی؟ می‌دونم الان خیلی سخته..." صدای جانگ کوک پر از نگرانی بود.
"دارم سعی می‌کنم خوب باشم." یونا با صدایی لرزان گفت. "ولی خیلی سخته. نمی‌دونم چرا اینقدر بزرگش کردن."
"من متاسفم. واقعاً متاسفم که این اتفاق افتاد. ولی می‌خوام بدونی که تنها نیستی. من کنارتم. و قراره یه بیانیه بدیم. فقط می‌خوام بدونی که من ازت حمایت می‌کنم، همیشه."

این حرف جانگ کوک، مثل نسیم خنکی در گرمای سوزان این ماجرا بود. یونا احساس کرد کمی آرام شده است. "ممنونم جانگ کوک. همین که می‌دونم تو کنارمی، خیلی خوبه."

آن شب، کمپانی Big Hit بیانیه‌ی خود را منتشر کرد. بیانیه‌ای که با واکنش‌های متفاوتی روبرو شد. برخی طرفداران با درک این موضوع که حتی سلبریتی‌ها هم حق داشتن حریم خصوصی دارند، از گروه حمایت کردند. اما عده‌ای همچنان به شایعات دامن می‌زدند و خواستار توضیحات بیشتری بودند.

یونا، با وجود دلگرمی که از حرف‌های جانگ کوک گرفته بود، می‌دانست که این تازه اول ماجراست. او باید با این دنیای جدید و پرهیاهو کنار می‌آمد و راهی برای ادامه‌ی مسیرش، هم به عنوان یک طراح و هم به عنوان کسی که قلباً به جانگ کوک نزدیک شده بود، پیدا می‌کرد. این شایعات، اولین آزمون واقعی برای رابطه‌ی نوپای آن‌ها بود.

---
لایک و کامنت یادتون نره عزیزان 🔥
دیدگاه ها (۳)

SIX____شب هنگام، در سکوت آپارتمان یونا، خبری از آرامش نبود. ...

SEVENروزهای پس از انتشار شایعات، برای یونا به یک دویدن بی‌پا...

FOURصبح روز بعد از جشن، هوا همچنان بوی موفقیت و هیجان شب قبل...

THREE--------رستوران، فضایی دنج و لوکس داشت. نورپردازی ملایم...

✨ Part ⁴ : تقاصِ ابریشمی ✨ در همین حال شوگا با یک انبر فلزی ...

نام فیک: مافیا جذاب منژانر: مافیایی/خشن/عاشقانهفصل: ۱شخصیت ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط