تو يه عروسي اقوام داماد ميگن: نون و پنير و نعنا... مادر ع

تو يه عروسي اقوام داماد ميگن: نون و پنير و نعنا... مادر عروس شد تنها.
پدر عروس ميشنوه ميگه: نون و پنير و پونه... پس من خرم تو خونه!
دیدگاه ها (۳)

یه روز عادی تو ایرانواسه سگشون تولد گرفتن و لباس عروس بچه‌ ک...

اورلورا

چند روز پیش موقع آغاز سال تحصیلی تو تهران، تو یه مهدکودک مرب...

چند وقت پیش به جوان عزیزی گفتم که در جریان انتخاب همسر، بیشت...

صبحانه مدرسه ای

the first lie

P²

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

Part ¹⁶ویو لیلی با این چیزی که از دهن مادر جون اومد بیرون شو...

شب شده و باید بخوابم... همچنین چیزای ک تو ذهنمه:1. چرا بانک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط