بسم رب الشهداء...

بسم رب الشهداء...


❤از آخر مجلس شهدارا چیدند❤

علاقه خیلی زیادی به هیت مدافعان حرم داشت.

همیشه توی جمع هایی که بودیم به همه میگف چهارشنبه ها هرکاری هم که دارید بزارید کنار و بیاید هیت...
واقعا تو این فکرم که چرا باید اسم هیت ما بشه مدافعان حرم چراباید دقیقا چند ماه قبل از این وقایع و تشدید پیدا کردن شهدای مدافع حرم اسم هیتمون بشه مدافعان حرم.بعدش هم که هیت رو راه انداختیم رفیقمون راهی بشه...اونم برا دفاع از حرم عقیله بنی هاشم بی بی حضرت زینب(س)...
یادش بخیر...
تو اولین جلسه شورایی که گرفتیم برا هیت همه یه اسمی گفتن که بزاریم رو هیت و خلاصه رای بیاره...
ساکت بود تا اینکه یکی از رفقا گفت بزاریم مدافعان حرم،یکم فکر کرد گفت موافقم خوبه...
یکی پرسید دلیلتون چیه گفت اخه یکی از رفقامم تازه شهید مدافع حرم شده...اسم قشنگی هم هست و....

اره واقعا هم اسمش برازنده خودش بود...
کمتر جلسه هفتگی بود که شرکت نداشته باشه...
اونم به دلیل شیفت بودن و مشغله کاری...
همیشه محمد امین(پسرش) رو میاورد....
پدرشونم همیشه پا به پاشون تو هیت بود و خداروشکر الان هم هست...

چقدر جالب تر اینه که هیچ وقت زیر وعده خودش نزد...
زمان بازگشت پیکرش هم چهارشنبه شد،دقیقا شب جلسه هفتگی هیت...

واقعا که خیلی خوش قول بود

مطمئنم که هرهفته حتی بعداز شهادتشم تو هیت شرکت میکنه...
چون خیلی علاقه داشت به هیت مدافعان حرم...

وظیفمون میدونیم ماهم بعد از شهادتشون راهشونا ادامه بدیم و به توصیش گوش بدیم و چهارشنبه ها تو هیتش شرکت کنیم...

❤گذری از خاطرات شهید مدافع حرم
بسیجی پاسدار حمیدرضا دایی تقی❤

به راستی که راهت ادامه خواهد داشت...



شهادت جامونده هاصلوات...
دیدگاه ها (۱)

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_18ویو میراچند روز بعداز س...

پارت ۴ | جلسه‌ی دردسرسازظهر شده بود و همه برای جلسه‌ی مهم آم...

رمان :قرارداد سرنوشت

بچه ها مربوط به پست قبل یادم رفت توضیح بدم درباره ی سه تای ا...

چند پارتی جونگ کوک

سلاممم مامی اومده ...امیدوارم حالتون عالی باشه بانو هامممممخ...

forced aside youبه اجبار کنار توpart: 18«بادا» جینا کت جونگک...

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط