آنجا یک قهوه خانه بود اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان

آنجا یک قهوه خانه بود اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چایی.چرا؟
دنیا خراب میشد
اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم ؟
عجله، همیشه عجله!
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی همیشه زندگی را کشته ام...
دیدگاه ها (۲)

10نشانه اینکه عاشق شده اید:1- متن ها و اس ام اس های اورا دوب...

نیازمندیها:یک عدد ازیناای جاااااااااانمم*_*

[آخرش مغزم می‌پوسه از حجمِ حرفایی که باید میزدم ولی نزدم..!]

دوست داشتنت هیچ وقت دلمو نزد... 1395/5/15 امروز سالگرد دوستی...

آنجا یک قهوه خانه بوداما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای،چ...

آنجا یک قهوه خانه بود ...اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چ...

آنجا یک قهوه خانه بود ...اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چ...

آنجا یک قهوه خانه بود؛اما ننشستیم به نوشیدنِ دو تا استکانِ چ...

به کجا چنین شتابان؟! آنجا یک قهوه خانه بود ...اما ننشستیم به...

✍🏻 #محموددولت‌آبادی آنجا یک قهوه خانه بود...اما ننشستیم به ن...

به کجا چنین شتابان؟آنجا یک قهوه خانه بوداما ننشستیم به نوشید...

‏آنجا یک قهوه خانه بود، اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چا...

به کجا چنین شتابان؟! آنجا یک قهوه خانه بود ...اما ننشستیم به...

به کجا چنین شتابان؟! آنجا یک قهوه خانه بود ...اما ننشستیم به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط