🍂باید آرام رفت

🍂باید آرام رفت
آنقدر آرام ڪہ حتے روزے دلش براے قدم‌هایت تنگ شود
آنقدر آرام ڪہ از این آرامشت دق ڪند
این سزاے ڪسے است ڪہ قدرت را نمیداند...🚶‍♀💔

#chan
#exo
دیدگاه ها (۳)

« میگـم......پاییزجـآن🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـی مهر...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

موسیقی

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

خلاصه داستان

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟕هانا یک روز یونا را همراه خودش به قصر...

و حالا پاییز آرام و نجیب با چمدانی پر از برگهای طلایی از راه...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

👑 پادشاه و کاسه آبروزی پادشاهی نزد پیرمرد دانایی رفت و گفت:«...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط