دلم گریه میخواهد

دلم گریه میخواهد
از جنس دستی که اشکهایم را پاک کند
برای شانه ای که سنگینی سرم را بگیرد
و برای آغوشی که آرامم کند
اما دیگر نه اشکی مانده
نه دستی, نه شانه ای
و نه آغوشی
دیدگاه ها (۱۴)

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

«گاهی هم این‌گونه می‌شوم…نه دردی در تن دارم که فریاد بزنم، ن...

زن بودن.... یعنی همان لحظه‌ای که تمام جهان بر شانه‌هایت سنگی...

هشت مرد در آب خم شدند؛نه برای پناه گرفتن، برای آن‌که یک گروه...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط