می توانستم گیلاسم را تا نیمه از شراب کهنه پر کنم

می توانستم گیلاسم را تا نیمه از شراب کهنه پر کنم

می توانستم یکی از آن آهنگهای قدیمی را بگذارم

و آرام آرام خمار نوستالژی روزگار خوب شوم

می توانستم پابرهنه کوچه های باریک باغ را بدوم

می توانستم دامنم را پر از شکوفه های یاس کنم

و مست شوم، مست مست مست

اما پشت این پنجره رو به دریا نشستم

و برای روزهایم شعر تلخ نوشتم

مست شدم، مست مست مست!!!!!
دیدگاه ها (۱)

تاآخرزندگیت هیچ کسی مثل من عاشقت نمیشه تو پیر میشی.......ولی...

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

.✨🌙امشب خواسته هایت را به خدا بسپارخدایا... دعاهای پنهان قلب...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط