آدم فضایی داشت کتاب ترسناک میخوند.

آدم فضایی داشت کتاب ترسناک میخوند.
اونقدر از کتابی که میخوند ترسیده بود که رنگش سبزه کبود شده بود!
کتاب رو گذاشت روی میز کنارش؛ پتورو تابالای سرش کشید و همونطور که از ترس میلرزید سعی کرد به خودش دلداری بده!
آدم فضایی همش باصدای لرزون تکرارمیکرد. . .

              نه انسان ها واقعیت ندارن:]+
دیدگاه ها (۲)

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 77حوله رو از روی موه...

آدم فضایی تنها تو تو اتاقش نشسته بود و

ی شب ادم فضایی داشت کتاب ترسناک میخوند. اونقدر از کتا...

آدم فضایی تنها تو اتاقش نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند اینقد...

آدم فضایی تنها تو اتاقش نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند.اونقد...

ادم فضایی تنها تو اتاقش نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند اونقد...

آدم فضایی تنها تو اتاقش نشسته بود و کتاب ترسناڪ میخوند.اونقد...

آدم فضایی تو اتاقش نشسته بود، کتاب ترسناک میخونداونقدر از کت...

آدم فضایی تنها تو اتاقش نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند .اونق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط